ج. يهوديان غربي
اسحاق بن ملكيصدق1
در 1110، در سيپونتو از بنادر آپوليا در نزديكي مانفردنياي2 امروزي زاده شد. در آنجا به تحصيل پرداخت و سپس به پالرمو رفت و در آنجا بنيامين تودلايي او را ملاقات كرد. در 1170، درگذشت. ازنخستين تلموديان جنوب ايتاليا بود. تفسيرهاي متعددي بر تلمود نوشت، پر از معلومات يوناني، عربي، و لاتيني. تأثير او در مطالعات رابيان ايتاليا، ولو در مقياسي كوچكتر، مطابق با تأثير رشي (نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم)، در فرانسه و آلمان است؛ و حتي در خارج از ايتاليا هم محسوس شد.
ابراهيم بن داود پوسكيري3
او را بهاختصار رَبَد سوم مينامند كه رَبَد مختصر رابي ابراهيم بن داود است؛ و سوم براي تميز اوست از دو معاصرش ابراهيم بن داود لاوي (ربد اول)، و پدرزنش ابراهيم بن اسحاق ناربني (ربد دوم).4 تلمودي فرانسوي، كه در حدود 1125، در پرونس زاده شد؛ غالباً در پوسكير (نزديك لونل، از نواحي مونپليه) برآمد، و در 1199، در آنجا درگذشت. تفسيري بر تمام تلمود نوشت، كه بيشتر آن گم شده؛ ملاحظات او مطابق محافظهكارترين سنن رابيان بود. بديهي است كه او به يد هه ـ حزاقهٴ ابنميمون حمله كرد، و اين نهفقط بهخاطر تمايلات فلسفي آن، بلكه بدين علت هم بود كه چنين كوششي براي تدوين قوانين شرعي به مذاقش ناخوشايند ميآمد. او ترجمهٴ كتاب الهداية بحيه (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم)، را بهعبري تشويق كرد. گاه او را موٴسس قَبّاله5 ميدانند؛ اين ادعا، حتي از آنچه در مورد پسر او اسحاق نابينا ميشود نامعقولتر است.
اسحاق نابينا
اسحاق بن ابراهيم، پسر ابراهيم بن داود پوسكيري، فيلسوف يهودي شمال فرانسه. از آنرو در اينجا ذكر ميشود كه غالباً او را بنيانگذار قَبّاله (قَبّالاه) ميدانند. اين كه اين عنوان در حق او صادق است، يا شاگرد نامدارش عزرئيل بن مناهم (نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم)، مسئلهٴ مبهمي